محمد محسن مستوفى
20
زبدة التواريخ ( فارسى )
تهديد و حتى قتل در ميان بزرگان دعوت شده به دشت مغان حكايت مىكند : « خان معظم از محال آذربايجان آمد و از جميع بلاد ممالك ايران اعيان و كدخدايان و ريش سفيدان را طلب داشته به احضار ايشان محصلان غلاظ گماشته . . . يك دو كس را به بهانه به قتل آورده اسباب و ادوات سياست جلوهگر ساخت و در آن مجمع مهيب سخنان سپاهيانه مذكور شد و چون ممهد بود جمعى از مخصوصان سخنهاى مخلصانهء چاكرانه بر زبان راندند و از مردم مشورت مىخواست كه مناسب پادشاهى كيست ؟ و مصلحت در چيست ؟ مردم دريافتند و به مقتضاى مقام زبان برگشادند « 1 » » . محمد خليل مرعشى كه خود از خاندان صفوى است مىگويد كه در پاسخ اظهارات نادر در مغان ، « حاضرين از ترس جان و آبرو همه گفتند درست است « 2 » » و نيز اشاره به كشته شدن مير محمد حسين ملاباشى مىكند كه اظهار مخالفت مىكرد . لطفعلى بيگ آذر بيگدلى و خواجه عبد الكريم ابن خواجه عاقبت محمود كشميرى هم كه در آن زمان مىزيستهاند ، كم و بيش از ايجاد جو رعب در اجتماع دشت مغان سخن گفتهاند « 3 » . محمد محسن كه تربيت يافتهء نظام صفوى و بخصوص دورهء شاه سلطان حسين به شمار مىرود ، يك شيعهء تمام عيار است و اگرچه در ديباچهء كتاب خود از خلفاى راشدين با احترام ياد مىكند « 4 » ، ولى تنها نشانهء تأثير او از سياستهاى مذهبى نادر به همين محدود مىشود . در عوض سراسر كتاب او آكنده از احترام و تكريم ائمهء شيعه ( ع ) و روحانيان است . قضاوتهاى او دربارهء اختلافات دربار شاه سلطان حسين و كشمكشهاى ميان امرا با توجه به اينكه در زمان تأليف زبدة التواريخ سلطهء آنها به پايان رسيده بود و مؤلف آزادتر قضاوت كرده ، حائز اهميت تاريخى است . محمد محسن با همهء احترامى كه براى مخدوم خود محمد آقاى خواجه قائل است و در چند مورد آن را آشكار مىسازد « 5 » ، ولى هنگام انتقاد از بزرگان دربار شاه سلطان
--> ( 1 ) - حزين ، محمد على : تاريخ حزين ، كتابفروشى تأئيد اصفهان 1332 ش ، چاپ سوم ، ص 118 ( 2 ) - محمد خليل مرعشى ، مجمع التواريخ ، ص 83 ( 3 ) - آذر بيگدلى ، لطفعلى بيگ : آتشكده آذر ، مقدمه و فهرست و تعليقات سيد جعفر شهيدى ، نشر كتاب ، تهران 1337 ش ، ص 366 . خواجه عبد الكريم ، ابن خواجه عاقبت محمود كشميرى : بيان واقع سرگذشت احوال نادر شاه ، تصحيح و تحقيق كى بىنسيم ، ادارهء تحقيقات پاكستان ، لاهور 1970 ميلادى ، چاپ اول ، ص 21 - 19 ( 4 ) - ص 33 همين كتاب ( 5 ) - ص 140 همين كتاب